محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

56

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

دور انديش ، ابو عبد الله محمد بن عايشه و ابو عبد الله محمد بن فاطمه نزد او آمدند و و پس از سگالش قرار بر آن شد كه به نام خدا پيمان بندند و آنان نيز به اين حكم گردن نهادند » . سپس مىگويد : « همه از جاى بجنبيديم و روى به خدا آورديم و قدم به راه او نهاديم و بر دشمن زديم » . در رواياتى كه به دست ما رسيده به درستى شمار سپاهيان دو لشكر معين نشده ولى معلوم مىشود كه سپاه مرابطين مركب بوده از لشكرهاى غرناطه و قرطبه و مردم و مشرق اندلس و جمعى از متطوعه و مجاهدين كه در بين راه به آنان پيوسته بودند و سواران از چند هزار نفر تجاوز نمىكرده‌اند . زيرا پادگان غرناطه را هزار سوار بود و پادگان قرطبه را نيز هزار سوار و پادگان مرابطين در مشرق اندلس چهار هزار سوار داشت . اما سپاه قشتاله كه به قصد پيروزى آمده بود ، بر مرابطين تفوق بسيار داشت و همين امر سبب شده بود كه ابو طاهر تميم بازگردد . اين شمار غير از قشتاليانى است كه در دژ اقليش موضع گرفته بودند و مورخان از آنان به عنوان « جمعى عظيم از روميان » « 1 » ياد كرده‌اند . همچنين درباره كثرت سپاه دشمن دو روايت اسلامى ديگر در دست داريم . يكى از دو هزار سپاهى سخن مىگويد . و اين روايت ابن القطان است كه يك قرن و نيم بعد از واقعه در اواخر عهد موحدين نوشته شده « 2 » . ديگر روايت ابن عذارى است . ابن عذارى به آمدن قشاليان كه براى رهايى دژ اقليش آمده بودند اشاره مىكند و مىگويد : « در خلال اين احوال سانچو فرزند الفونسو از زوجه المامون بن عباد كه به كيش مسيحيت درآمده بود با هفت هزار سوار برسيد » « 3 » .

--> ( 1 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 103 . ( 2 ) . اين روايت در « نظم الجمان لترتيب ما سلف من اخبار الزمان » آمده است ، بخشى از اين كتاب « السفر الثالث عشر » در ضمن نسخه‌اى خطى ، در المعهد المصرى للدراسات الاسلاميه در مادريد موجود است ، برگ 7 الف . روايت ابن القطان را استاد هويثى در كتاب خود نقل كرده است : 911 811 . P atsiuaqnaceR aI ed sallataB sednarG saL ( 3 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق مذكور - هسپريس ص 68 ) و نيز رجوع كنيد به جلد دوم ، ص .